کتاب خاما

نویسنده یوسف علیخانی
نشر آموت
سال انتشار 1403
نوبت چاپ بیستم
قطع، نوع جلد رقعی، جلدسخت
تعداد صفحات 448 صفحه

قیمت با احترام:

قیمت اصلی 4,990,000 ﷼ بود.قیمت فعلی 4,241,500 ﷼ است.

موجود

ارسال سریع

بهترین بسته‌بندی

پشتیبانی 24ساعته

پرداخت ایمن بانکی

خلاصه کتاب خاما

رمان خاما یکی از بهترین آثار یوسف علیخانی روایتی عاشقانه و آغشته به طعمِ تلخِ غم و غربت است. خاما روایتی دردناک از کردهایی را تعریف می‌کند که سال‌ها پیش، رضاخان آن‌ها را به ارسباران تبعید می‌کند. گناه این مردم مبارزه علیه ترک‌های کشور ترکیه در حاشیه‌ی کوه‌های آرارات بود. بهای پاسداری از مرزها آن‌قدر سنگین و کمرشکن بوده که حالا آن‌ها را لال و زبان‌بسته کرده و رمقی برایشان نگذاشته است. این مردم سال‌ها در غربت و رنج زندگی می‌کنند و دم برنمی‌آورند. تنها دلیل زندگی برای این مردم خودشان هستند.

آن‌ها با وجود این اندوه عمیق، عاشق می‌شوند و دل می‌بازند. به حضور و وجود یکدیگر ایمان دارند و برای هم ایستاده‌اند تا مبادا غم غربت آن‌ها را از پا درآورد و همان ذره‌ی امید و انگیزه را هم ازشان بگیرد. در این میان خلیل، جوانی است که باب و دایه‌ای بسیار شجاع و شریف دارد. و خاما، که معشوقه‌ی خلیل و معنای زندگی اوست. عشق خاما و خلیل، داستان عشقی سرگشته و گم‌شده در جنگ، تبعید و رنج است.

بخشی از کتاب خاما

گوسفندها را می‌بردیم بیرونِ روستای‌مان، آغگل. باب‌ام مرا فرستاده بود بیایم خانه تا نان و قند و چایی ببرم برای‌شان؛ برای او و خواهر و برادرهایم. تا رسیدم نزدیک خانه‌های سنگی، دایه را دیدم که نشسته کنار زن‌های همسایه. مِردیسی، خواهر شیرخواره‌ام چیله را بسته بود به کول‌اش و داشت راه می‌رفت. دایه داد زد: «خلیل! مرغ و خروس‌ها ره جا بده مرغدانی که شب کورند». آمدم جابه‌جا کنم که دیدمش؛ خاما را. خروسی شلنگ تخته می‌انداخت و پریده بود روی ایوان سنگی و پایین نمی‌آمدو سنگ برداشتم بزنم تا بپرد و بیاید پایین. دایه از حیاط خانه داد زد «چی بکنی خلیل؟ هزار بار تو را نگفتم تا مرغ‌ها را جا ندادی، خروس پایین نیایه». مرغ‌ها را اول جا دادم. آخرین مرغ که رفت توی مرغدانی، خروس از ایوان پرید و آمد و رفت توی جا.

نظرات کتاب «خاما»

دیدگاه خود را ثبت کنید💜