مهیای رقصی در برف

۵.۰ (امتیاز ۱ نفر)
۱ دیدگاه
امتیاز گودریدز 4
نویسنده مانیکا زگوستووا
نشر گمان
مترجم مسعود یوسف حصیرچین
سال انتشار 1402
قطع - نوع جلد پالتوئی - شومیز
تعداد صفحات 264 صفحه
تنها ۲ عدد در انبار هرخوان

🔥آفر ویژه

قیمت اصلی 1,800,000 ﷼ بود.قیمت فعلی 1,620,000 ﷼ است.

کتاب مهیای رقصی در برف (روایت زنان از دل زندان‌های گولاگ)، مصاحبه‌های مانیکا زگوستووا با زنان بازمانده‌ی اردوگاه‌های گولاگ، هجدهمین عنوان از مجموعه‌ی خرد و حکمت زندگی نشر گمان است که با ترجمه مسعود یوسف حصیرچین منتشر شده است.

معرفی کتاب مهیای رقصی در برف از نشر گمان

مهیای رقصی در برف دربارۀ گولاگ‌های شوروی است اما بیش از آن دربارۀ بقا در زمانۀ سرکوب است. مانیکا زگوستووا نوجوان پس از سرکوب بهار پراگ همراه خانواده‌اش از جمهوری چک می‌گریزد. سال 2008، طی سفری به مسکو به گردهم‌آیی زنانی می‌رود که همگی تجربۀ حضور در گولاگ را داشته‌اند، هیچ یک از زیر سایۀ تجربۀ به قول نویسنده «هولوکاست دیگر» بیرون نیامده‌اند. زگوستووا می‌بیند که آنان علیرغم آن تجربه، پیری و فقر، سرزنده‌اند و از سیاست و ادبیات می‌گویند و به این فکر می‌افتد که چطور شرایط بی‌رحمانۀ گولاگ را تاب آورده‌اند. همان موقع و همان جا تصمیم می‌گیرد پیش از ترک روسیه، با آنها مصاحبه کند.

نمی‌شود دربارۀ گولاگ نوشت و از وحشت امپراتوری شر و استالین نگفت اما کتاب حاضر علاوه بر این‌ها، دربارۀ بقا در زمانۀ وحشت و سرکوب است. یکی از چیزهایی که به مصاحبه شوندگان کمک می‌کند در آن شرایط زنده بمانند، چنگ زدن به زیبایی است، از زیبایی دوستی تا زیبایی ادبیات؛ چیزی که دیکتاتور از آن بی‌بهره است و می‌خواهد نابودش کند.

بخش از متن کتاب مهیای رقصی در برف

طوری لباس پوشیده بودم که انگار می‌خواستم بروم مجلس رقص. دامن صاف سیاهی که تا سر زانوهایم بود، با بلوز زیبای قرمزی که کلی دکمه‌ی کوچک داشت و کفش‌ پاشنه‌بلند. دو پلیس همراهی‌ام کردند و سایرین، طبق دستورات فرمانده، در آپارتمان ماندند تا آنجا را بگردند. هنگام پایین‌آمدن از پله‌ها دستم را به نرده گرفتم و یکی از پلیس‌ها جوری به من نزدیک شد که خودم را چسباندم به دیوار. احساس کردم یکی از جاسوسان فیلم‌های کارآگاهی هستم که دارند می‌برندش؛ موقعیت خیلی دراماتیکی بود.

نظرات کتاب «مهیای رقصی در برف»

۱ دیدگاه تاکنون ثبت شده

  • حمیدرضا ۲۷ شهریور ۱۴۰۲

    چه خوب شد آوردینش میخواستم بگیرمش

    • هرخوان ۲۷ شهریور ۱۴۰۲

      مرسی از شما حمیدرضا عزیز، حتماً اگر کتابی مدنظر داشتین بگین تا موجود کنیم❤️

دیدگاه خود را ثبت کنید💜