می روم که به کنسرت برسم
| نویسنده | شمس لنگرودی |
| نشر | افق |
| زمان انتشار | پاییز 1404 |
| قطع، نوع جلد | رقعی، شومیز |
| تعداد صفحات | 136 صفحه |
🔥آفر ویژه
2,550,000 ﷼ قیمت اصلی 2,550,000 ﷼ بود.2,295,000 ﷼قیمت فعلی 2,295,000 ﷼ است.
📚 دستهبندیها
🏷️ برچسبها
«می روم که به کنسرت برسم» تازهترین رمان شمس لنگرودی است؛ شاعری که زبانش هم در شعر و هم در نثر، آینهی خلوت و اضطراب انسان معاصر است. این اثر، سفری درونی به دل انزوا، مرگ، خاطره و رهایی است؛ روایتی از انسانی که در آستانهی پایان، به زندگی نگاه دوبارهای میاندازد و در میان سکوت، میکوشد معنای بودن را دوباره پیدا کند.
کتاب با نثری فشرده، موسیقایی و پر از تصاویر حسی، تجربهای میان شعر و داستان خلق میکند. نشر افق با انتشار این رمان، چهرهای دیگر از شمس لنگرودی را به خواننده نشان میدهد: نویسندهای که در عین سادگی بیان، فلسفه و احساس را درهم میآمیزد.
خلاصه کتاب می روم که به کنسرت برسم
روایت در دل یک انباری تاریک و پرغبار آغاز میشود؛ جایی که راوی، مردی میانسال و گوشهگیر، از جهان بیرون کناره گرفته است. او در تنهایی خود با بوها، صداها و خاطراتی روبهرو میشود که مثل موجی پیاپی بر ذهنش میکوبند. در میان این خلوت، خاطرهی بازگشت به خانهی پدری دوباره جان میگیرد؛ خانهای که در آن همه چیز میان عشق و خشونت، سنت و آزادی، و زندگی و مرگ در نوسان است.
راوی، در حالی که از مرگ میترسد و در جستوجوی معنای زندگی است، به گذشته پناه میبرد؛ به صدای مادری مهربان و اهل موسیقی، و پدری خشن و سلطهجو که حضورش هنوز در هر گوشهی خانه احساس میشود. انباری، پناهگاهی است برای تفکر، اما همزمان به زندانی بدل میشود که راوی را در میان ترس و امید نگه میدارد. موسیقی و شعر، تنها پنجرههایی هستند که از دل این تاریکی به بیرون گشوده میشوند؛ جایی که هنوز زندگی، با تمام رنج و شکوهش، جریان دارد.
در مسیر ذهنی و پرپیچوخم راوی، گذشته و حال در هم میآمیزند. او با مرادخان، زری و دیگر سایههای زندگیاش روبهرو میشود و آرامآرام درمییابد که کنسرتی که قصد رفتن به آن را دارد، شاید کنسرتی واقعی نباشد — شاید استعارهای باشد از آشتی با خویش، یا همان نقطهای که در آن، مرگ و زندگی به هم میرسند.
شمس لنگرودی با قلمی لطیف و شاعرانه، در «میروم که به کنسرت برسم» مرزی میان واقعیت و خیال باقی نمیگذارد. او مرگ را نه پایان، بلکه فرصتی برای تأمل در زیستن میبیند. داستانی آرام، عمیق و در عین حال تکاندهنده که خواننده را با صدای درونی خویش تنها میگذارد… درست مثل موسیقیای که تا آخرین نُتش، در سکوت ادامه پیدا میکند.
⭐️نویسنده: تحریریه هرخوان⭐️
نظرات کتاب «می روم که به کنسرت برسم»
۱ دیدگاه تاکنون ثبت شده
-
علیرضا ۸ آبان ۱۴۰۴نخواندم
به به👏🏻👏🏻
