آموزگار
| امتیاز گودریدز | 4 از 5⭐️ |
| نویسنده | فریدا مک فادن |
| نشر | نون |
| مترجم | نشاط رحمانینژاد |
| قطع، نوع جلد | رقعی، شومیز |
| تعداد صفحات | 328 صفحه |
قیمت با احترام:
7,300,000 ﷼ قیمت اصلی 7,300,000 ﷼ بود.5,840,000 ﷼قیمت فعلی 5,840,000 ﷼ است.
موجود
ارسال سریع
بهترین بستهبندی
پشتیبانی 24ساعته
پرداخت ایمن بانکی
کتاب آموزگار «The Teacher» اثر فریدا مک فادن با ترجمه نشاط رحمانینژاد از نشر نون منتشر شده است. رمانی روانشناختی، معمایی و مهیج که بهمانند دیگر کتابهای این نویسنده شما را شوکه میکند.
فریدا مک فادن در کتاب «آموزگار» علاوهبر ارائهی یک داستان جنایی – عاشقانهی جذاب، ابعاد شخصیتی و مشکلات روانی شخصیتهای داستان را مورد بررسی قرار میدهد که به نوبهی خود آموزنده است.
خلاصه کتاب آموزگار نوشته فریدا مک فادن
بچههای دبیرستانی گاهی میتوانند هیولا باشند و زندگی اطرافیانشان را به جهنم تبدیل کنند! این دقیقاً اتفاقی بود که برای “اَبی” افتاد. دختری دردسرساز، دروغگو و غیرقابل اعتماد. البته این چیزی بود که دیگران راجب اَبی فکر میکردند. همه از اَبی متنفر بودند، چرا که باعث شد یکی از معلمان مدرسه، آقای “تاتل” که مردی محترم بود بخاطر شایعاتِ ارتباط داشتنش با اَبی بیکار شود.
هیچکس اَبی را بهدرستی نمیشناسد. هیچکس از حقایقی که میتواند او را نابود کند حتی خبر ندارد. حقایقی که به هر قیمتی باید یک راز بماند. اکنون اما معلم جدیدی به مدرسه آمده. معلمی شدیداً خوشتیب به اسم “نات” که با آمدنش دیگر کلاسهای درسی به مانند گذشته برای اَبی اذیتکننده نیست!
بخشی از متن کتاب آموزگار
قبر کندن کار سختی است. تمام بدنم درد میکند. ماهیچههایی که حتی نمیدانستم دارم هم از درد فریاد میزنند. هر بار که بیل را بلند میکنم و کمی خاک بیشتر بیرون میکشم، حس میکنم چاقویی در عضلهای بین شانههایم فرو میرود. فکر میکردم درد استخوانی است اما معلوم است که اشتباه میکردم. به معنای واقعی کلمه از تکتک سلولهای عضلات کل بدنم آگاهم و همهشان خیلی درد میکنند. خیلی زیاد.
نظرات کتاب «آموزگار»
۵ دیدگاه تاکنون ثبت شده
-
عشق کتاب ۱۹ آذر ۱۴۰۴تمامش کردم
حاوی اسپویل
دوست نداری نخون
من عاشق کتاب بخش دی فریدا مک فادن هستم و از اون موقع هر کتابی که این نویسنده بنویسه رو میخونم ولی بخش دی تقریبا بی نقص بود ولی این کتاب درسته که من پنج ستاره دادم اینم برای این هست که کتاب هایی که بهشون کشش داشته باشم و با سرعت بخونم کم هستن و این کتاب از همون هایی بود که پس از مدت ها زود تمومش کردم
اگه صفحه آخر این کتاب رو نمیخوندم آنقدر به وجد نمیومدم که برم یکجایی نظر بدم ولی به این دلایل باید خودم رو خالی کنم
1. این که جی همون هادسون باشه هیچ جوره تو مغز من نمیره آخه این که سر افتادن یه آدم مست اونم به دست دخترش کلا حالش بد شده بود و با ادی قهر بود چجوری راحت عین یه قاتل حرفه ای به ایو کمک کرد که ناتانیل رو بکشه حتی همون ضربه ای که با سنگ بهش زد به هادسونی که خیلی مهربون بود نمیومد و بنظرم مثل همون شست شوی مغزی که ناتانیل روی ادی انجام داد ایو هم همچین کاری با هادسون کرده بود
2. کلا قضیه این همه علاقه وسواسی که ایو به کفش خریدن داشت خیلی بیخود بود برام
3. چرا پلیس همون موقع که ادی و کنزی اعتراف نکردن با سرعت به سمت قبر ایو نرفتن و تا آخر هم همچین کاری نکردن و عملا کارآگاه رو ماست جلوه دادن
4. اثر انگشتی که ادی روی ماشین ایو به جا گذاشت چی چرا پلیس اصلا انگشت گذاری نکرد
5. بنظر من بعد از اتفاقی که برای آقای تاتل افتاد به جای اینکه ایو به آقای تاتل احساس ترحم میکرد باید به همسر خودش شک میکرد که تا دیروقت توی مدرسه میمونه چیکار میکنه اونم همیشه
6.کلا از اول ادی رو خیلی بد نشون دادن در صورتی که به اون شدت بد نبود مخصوصا اون حرفی که آقای تاتل به ایو تو سوپرمارکت زد بنظرم به جای اینکه میگفت ادی دختر دردسرسازی هست اگه بهش میگفت ناتانیل آدم درستی نیست بهتر بود خب ادی درسته باباشو با هل دادن انداخته بود پایین ولی کار خیلی بدی در حق تاتل نکرده بود و این اتفاق رو به تاتل هم نگفته بود
7. مامان ادی هم کلا خیلی خنثی بود بنظرمو کلا این کتاب رو به هر کسی که مثل من ژانر هیجانی دوست داره پیشنهاد میدم ولی هنوزم نمیفهمم که چرا پلیس نرفت جای قبر ایو بعد ببینه نیست بعدش ایو بیاد ناتانیل رو یکجای دیگه دفن کنه و جی همون هادسون باشه و علاقه زیاد ایو به کفش بنظرم تا لحظه آخر هم باهاش بود چون بازم نگفت کفش قشنگی هست گفت اشکال نداره کفش زشتی پوشیدم حتی دوبار گفت و گفت که الان فقط پولم به همین میرسه خیلی بیخود بود
تازه فرقی بین آشغال بودن ناتانیل با ایو نداشت هر دوتاشون با بچه ها میگشتن جوری که ایو یهو بعد دیدن اونا آمپر چسبوند که شما بهم نمیخورید و داره گولت میزنه درسته خودشم تو همون سن گول زد ولی هر کار میکنم حس میکنم یکجای کتاب یا بیشتر میلنگه فعلا ذهنم به همینا میرسه -
پارمیس ۱۹ خرداد ۱۴۰۳
امروز آموزگار فریدا مک فادن به دستم رسید و تا اینجایی که خوندم مو به تنم سیخ شده🤌🏻😶 کتاباش یکی از یکی بهتره :))) مرسی از هرخوان عزیز بابت ارسال سریع و بستهبندی عالی💝
-
هرخوان ۱۹ خرداد ۱۴۰۳
سلام پارمیس عزیز، خواهش میکنم. وظیفه بوده😍🧡
-
-
ریحانه ۱۲ خرداد ۱۴۰۳
هرخوان جان الان این همه کتاب جدید اومده میشه یه راهنمایی کنی که کدومو بخریم؟😂
-
هرخوان ۱۲ خرداد ۱۴۰۳
سلام ریحانه عزیز، کاش پیشنهاد دادن از بینشون برای ما هم راحت بود😂🧡
-
-
مری ۱۲ خرداد ۱۴۰۳
وای خدا داستانشو😭❤
-
مونا ۱۲ خرداد ۱۴۰۳
کی این همه کتاب خوب وقت کردن منتشر بشن🥲
